|
United States of America
Ask for more
|
|
|
September 11 Attacks |
|
|||
|
با سلام خدمت دوستان و خوانندگان عزیز باید مرا ببخشید چون چند هفته است که حتی 1 بار هم این وبلاگ را بروز نکرده ام،ولی دوستان عزیز من نمی دانم که شما باور می کنید که ادم در یک شهر بسیار شلوغ و بزرگ ان هم با شغل نمایشگاه اتومبیل در این شهر شلوغ و بزرگ که نیویورک است بتواند به خانه برسد و این وبلاگ را بروز کند،البته من به خانه می ایم ولی مثلا وقتی ساعت 12:30 AM به خانه می ایم دیگر به اندازه ای خسته ام که نمی دانم باید چیکار کنم از خستگی زیاد استراحت می کنم و دوباره باید صبح زود از خانه بیرون بروم،و حتی بعضی وقت ها هنگامی که اسمان تاریک است یعنی هنوز صبح نشده است با ماشین به نمایشگاه می روم،یعنی می خواهم بگویم از ترافیک بسیار زیاد مجبورم که در تاریکی اسمان از خانه بیرون بروم تا به ترافیک برخورد نکنم،دوستان عزیز من بعضی وقت ها که بسیار سرم شلوغ است اصلا نمی فهمم که چطوری شب و روز می گذرد،ولی دوستان عزیز نمی دانم که شماها در ایران نیز این طوری هستید یا نه البته دوستان خیلی علاقه دارم که بدانم که حالا وضعیت در ایران چطوره دوستان عزیز من خیلی سال است که به ایران سفر نکرده ام و باورکنید اصلا نمی دانم که اکنون وضعیت این کشور چگونه است اگر شماها دوستان عزیز هرکسی توانست در بخش نظرات همین پست برای من کمی درباره وضعیت ایران توضیح بدهد.دوستان عزیز راستی من زودتر سعی کردم که این مطالب را بنویسم که اگر در روز September 11وقت نداشتم که این وبلاگ را بروز کنم حداقل الان بروز بشود برای چند روز دیگر و راستی می خواستم بگویم که امیدوارم کسانی که در این حادثه حداقل می توانم بگویم برای من تلخ دست داشتند امیدوارم که نتیجه کار خود را هرچه زودتر ببیند و دیگر جرات بهم زدن امنیت در ایالات متحده بخصوص شهر بسیار زیبای نیویورک را نداشته باشند،دوستان بگذارید برای شما کمی درباره ان روز بسیار تلخ بگویم،روز سه شنبه 11 سپتامبر سال 2001 بود،دوستان دقیقا به خاطر دارم که ساعت 8:46 AM بود و در ان زمان نمایشگاه من تقریبا بین Church St و Liberty St بود وقتی ساعت 8:46 AM بود ناگهان دوستان یک صحنه ی بسیار وحشتناک را پیش چشمانم دیدم،دیدم که ان برج ها یعنی World Trade Center دارد مثل پودر از اسمان به طرف زمین می اید همه مردم نمی دانستند که باید چیکار کنند من هم نمی دانستم کجا بروم تنها راه فرار همگی فرار از کل Manhattan بود که من با دیگر ادم ها فرار می کردیم،دوستان واقعا شوخی نبود که 1,368 Ft یا 417 متر ارتفای این برج ها مانند پودر بشود و به سمت زمین بیاید،خیلی به مغازه ها و ساختمان های اطراف برج خسارت وارد شد خود نمایشگاه من و اتومبیل ها چندین هزار دلار خسارت دید و به همین علت من کلا یک جای دیگر از نیویورک نمایشگاه خریدم،چند روز بعد تصاویر و همراه نام های افراد کشته شده را در همان مکان بر روی دیوار گذاشتند پدر یکی از دوستان خوب من نیز در این حادثه کشته شد و من نیز بسیار غمگین شده بودم از این حادثه وحشتناک،دوستان عده زیادی از کارمندان به پنجره های برج اویزان بودند و کمک می خواستند ولی چه کسی می توانست کار انجام بدهد؟دوستان عزیز ان روز به کلی شکل شهر نیویورک را خراب کردند،امیدوارم که مسئولان این حادثه یک روز شاهد کشته شدن افراد خانواده خود باشند،خوب راستی دوستان ان دوست من که پدرش در این حادثه کشته شد Tina Jefferson بود،خوب دیگر به علت کم بودن وقت بیشتر صحبت نمی کنم و در پایان سالروز این روز تلخ را نیز خدمت همگی شماها و دوست خوبم تسلیت می گویم و تا فرصتی بعدی. |
|||||
|
|||||